مجموعة مؤلفين
186
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ اوضاع اجتماعى كرمانشاه ] ( روز سه شنبه 26 ) : اول طليعه مهر ، از صحنه حركت شده ، كه دوساعت به غروب مانده ، وارد شهر كرمانشاهان شديم . شهرى است به وفور نعمت آراسته و از قشنگى و لطافت پيراسته است . فرج إله بى مروت با همه سفارشاتى كه شده بود ، منزلى اسوء منازل براى ما حاضر كرده ، وارد شدم افتادم ، تا صبح آرام نداشتم از درد كمر و پا . [ 11 ] ( روزچهار شنبه 27 ) : بعد از فريضه صبح و صرف غذاى مختصرى ، عباسخان ، صبح رفت به خانهء وزير ميرزا عبدالخالق خان ، كارگزار امور خارجه كرمانشاهان و تفصيل حالات و فرع اشكالات را اظهارداشتند ، معلوم شد كه آقا ميرزا مهدى خان ، خالوزاده منشى اول سفارت روس كه در طهران ملتزم امضاى تذكرههاى حقير و همراهان شده ، قرار نهاده بودند كه عاجلًا بفرستد خدمت ميرزا عبدالخالق خان ، كه عندالورود به ما برساند ، نفرستاده و نرساندهاند . خيلى متعجب شدم . ميرزاعبدالخالق خان از آنجا كه مرد كافيست ، وارد ، اظهار داشتند كه اگرتذكرههاى شما نرسيده از راه ديگر تدارك تذكره مىتوانيم كرد . گفته بمانيد تا چاپاربرسد ، اگر تذكره نرسيد فكر ديگر بايد نمود . خلاصه ، بعد ازظهر به حمام امام جمعه كه در قرب خان ايشان است رفتم ، اما نه به پاى خود و نه به مساعدت عصا ، بلكه بدوش فرج إله ، حمام خوبى است . سنگ مرمر ، آب بسيار ، بعد از تدهين و دلك و حلق ، باز مراجعت به حجره كاروانسرا كه مثل گور مرده كافر بود ، نمودم . عصر پنج شنبه چاپار رسيد . تذكرهها را آقاميرزا مهدى خان ممضى و غير ممضى فرستاده بودند . باران هم نازل بود ، تا صبح نزول باران مايل ، ولى صبح جمعه هوا « 1 » شده آفتاب رخ نموده . ( روز جمعه 29 ) : امروز ، بعضى اشياء لازمه كه در اين لنگ و لوكها تمام شده يا ابتدائاً لازم افتاده بود ، ابتياع شده ، رقيمهء حضرت مشيرالدوله ، وزير دول خارجه را كه به جناب اقبال الدوله « 2 » ،
--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا است . ( 2 ) . وى پس از انجام تحصيلات مقدماتى در 1283 ق ، وارد دربار ناصرالدين شاه شد . ابتدا عمله خلوت بود و بعد به جاى پدرش امين خلوت شد . در سال 1299 ق ، لقب اقبال الدوله گرفت . چندى وزير خالصجات و زمانى وزير قورخانه بود . در سلطنت مظفرالدين شاه حكمران كرمانشاه و سرحددار عراقين گرديد . بانك اطلاعات رجال ايران .